مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها
خدا از خلقتت در عالَم هستی هدف دارد غبار پایتان بر کل این خلقت شرف دارد گرانسنگاند گوهرهای دامان عفافِ تو چه گوهرهای شهواری* خدا در این صدف دارد نسیـم گـلشن جـنّت خـبر آورده بر مریم که از عطر عفاف تو شمیمی هر طرف دارد به دست ساقی کوثر شود سیراب در محشر کسی که رشتهای از چادر مهرت به کف دارد از آن روزی که فریادت میان آسمان پیچید مدینه بر لبانش از خجالت وا اسف دارد یقین دارم که خاک تربتت ای گوهر هستی! ز قطره قطرۀ اشک علی دُرّ نجف دارد اگر غمنالههای «یا بُنَیَّ...» میزند مادر «حسینی بی سرافتاده» به روی خاکِ طف دارد «وفایی!» روز محشر فاطمه در محضر داور دلی پُر درد، از آن ظالمانِ ناخلف دارد *شهوار: به معنی شایسته و لایق |